جشنواره عید تا عید تخفیف‌های محصولات غنی فایل آغاز شد.مشاهده جشنواره

مشاهده دسته بندی بستن دسته بندی
امروز
شنبه 19 آذر 1401
جزئیات محصول پرسش و پاسخ پشتیبانی این محصول

توضیحات محصول

تذکر مهم : برای دانلود  پایان نامه بررسی وضعیت خانوادگی و تحصیلی نوجوانان سارق 11 تا 14 ساله کانون اصلاح تربیت در مشهد و سایر مطالب سایت نسبت به خرید اشتراک ویژه اقدام نمایید. پس از خرید اشتراک ویژه به تمامی مطالب سایت دسرسی رایگان خواهید داشت.

 

 

خرید هم بصورت تکی هم بصورت اشتراک ویژه امکان پذیر است. در این پست از سایت غنی فایل،دانلود موضوع: پایان نامه مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال سلوک با افراد سالم در سال 1387.   را برای شما قرار داده ایم. این مقاله در قابل فایل ورد و قابل ویرایش آماده خربد و دانلود می باشد.

در ادامه توضیحات تکمیلی   این پایان نامه  در رابطه با عملکرد های اجرایی افراد سالم و بیماران مبتلا به اختلال سلوک را مشاهده می نمایید.

تعداد صفحات: 195صفحه.

فرمت فایل: ورد  و word قابل ویرایش.

موضوع: پایان نامه مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال سلوک با افراد سالم در سال 1387.

تکه ای از این تحقیق در رابطه با  موضوع: پایان نامه مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال سلوک با افراد سالمرا مشاهده می نمایید.

پایان نامه جهت اخذ مدرک فوق تخصصی
 روان پزشکی کودک و نوجوان


چکیده


مقدمه و اهداف :اختلال سلوک در کودکان و نوجوانان یک بیماری شایع ومهم است که عواقب منفی مهمی را برای فرد ، خانواده و جامعه در بر دارد  وبار زیادی را بر سیستم مراقبت های بهداشت روانی تحمیل می کند.

به این دلایل ، تحقیق در مورد زمینه های علی این بیماری ( و به طور خاص زمینه های عصب روانشناختی آن )همواره یکی از اولویت های تحقیقاتی روانپزشکی کودکان و نوجوانان به شمار می رود که می تواند با ارتقاء شناخت ما از فرایند های زمینه ای ایجاد بیماری ، جهت گیری های تشخیصی – و نهایتا در مانی – را بهبود بخشد.

با توجه به مجموعه محدودیت های مطالعات قبلی، این مطالعه  بادر نظر داشتن یک پارادیم شایع در عصب – روانشناسی این پدیده (اختلال عملکرد قشر پیشانی مغز ) ، کارکرد های عصب – روانشناختی مرتبط   را در یک جمعیت ایرانی از کودکان ونوجوانان مبتلا به اختلال سلوک مورد بررسی قرار می دهد.
روش اجرا:  این مطالعه  ، یک بررسی مورد – شاهدی است ؛ که طی آن یک گروه 25نفره از افراد مبتلا به اختلال سلوک و ADHD همزمان  در مقابل 20 بیمار مبتلا به ADHD  خالص و   20فرد سالم مورد مصاحبه بالینی ، مصاحبه بالینی نیمه ساختار یافته (k-SADS)و تست هوش ریون قرار گرفتند .

افراد واجد شرایط مطالعه ، توسط شاخص های انتخابی از مجموعه ی  KANTAB (شامل IED,SOC,SWM) وتعداد دیگری از تست های عصب-روانشناختی (شامل آزمون قمار آیوا و آزمون برو/ بایست ) مورد بررسی قرار گرفتند .

ضمناًشدت خشم وانواع آن براساس نمرات AARSونیز شدت پرخاشگری (براساس AQ  )وشدت علائم ADHD  بر اساس نمرات کانرز والدین تعیین گردید؛  ودر نهایت نتایج بدست آمده(براساس نمرات هر یک از تست های خاص عصب – روانشناختی ) با استفاده از آزمون ANOVA در نرم  افزار SPSS مورد مقایسه آماری قرار گرفتند.
نتایج : در آزمون SOC گروه اختلال سلوک و ADHDهمزمان در مجموع بدترین عملکرد را داشت و گروه ADHDخالص دارای عملکرد میانه ای بود.

اختلالات مشاهده شده در   زمان فکر کردن اولیه در مسائل 2 و 5 حرکتی، حرکات متوسط در مسائل 3 و5 حرکتی و میزان فکر کردن بعدی در مسائل 3 حرکتی و مسائل حل شده با حداقل حرکات، بود.

در اجرای آزمون SWM نیز اختلال عملکرد گروه اختلال سلوک و ADHDهمزمان در بعضی از شاخص ها ( بلوک‌های چهار و شش جعبه‌ای) و عملکرد میانه در  گروه ADHD مشاهده گردید.

موضوع: پایان نامه مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال سلوک با افراد سالم در سال 1387.

اجرای آزمون IED نشان دهنده اختلال عملکرد نسبی گروه اختلال سلوک و ADHDهمزمان در مجموع خطاها و نیز مجموع تریال‌ها بود. عملکرد میانه گروه ADHD  و فقدان عملکرد افتراقی در مراحل داخل بعدی و خارج بعدی نیز نشان داده شد.

اجرای آزمون IGTنشان دهنده نمره منفی همه گروها در شاخص   و تردید به طور قابل ملاحظه کمتر گروه گروه اختلال سلوک و ADHDهمزمان نسبت به گروه کنترل سالم برای انتخاب از دسته کارت‌های A بود.

یک تمایل عمومی به انتخاب از دسته کارت‌ها یD و B نیز مشاهده شد. اجرای آزمون برو/ بایست: نشاندهنده اختلالاتی قابل ملاحظه در زمان واکنش به تریال‌های برو و زمان واکنش غلط درتریال‌ها ی ‌بایست در گروه‌های  بالینی در بعضی از واریانت‌ها بود.

خطاهای Commission  نیز در یک واریانت در گروه اختلال سلوک و ADHDهمزمان   بیشتر از گروه کنترل سالم بود. عملکرد گروه‌های بالینی هم جهت (ولی نه با یک شدت) بود.
نتیجه گیری : براساس جمع‌بندی این مجموعه یافته‌ها ی حاصل از مطالعات قبلی با یافته‌های مطالعه حاضر، ما اختلال سلوک وADHD  همزمان را به عنوان یک اختلال خاص در طیفی که یک سوی آن بهنجاری و یک سوی دیگر آن رفتارهای ضداجتماعی شدید به همراه ADHDاست، پیشنهاد می‌کنیم.

به این ترتیب شاید اختلال سلوک وADHD همزمان را بتوان نوعی شدیدتر از اختلالADHD  تلقی کرد و یا ADHDرا نوعی خفیف‌تر از اختلال سلوک به همراه ADHDتلقی نمود. این فرضیه‌ای اولیه است که البته آزمودن آن نیازمند مطالعات گسترده‌تر و کامل‌تر بعدی می‌باشد.
**********
فرضیات پژوهش:


عملکرد افراد مبتلا به اختلال سلوک با عملکرد افراد سالم در زمینه¬ی برنامه¬ریزی، خود کنترلی و حل مسئله¬ی فضائی متفاوت است.
عملکرد افراد مبتلا به اختلال سلوک با عملکرد افراد سالم در زمینه¬ی توانائی طبقه بندی، نگه داری و تعویض چهارچوب شناختی متفاوت است.
عملکرد افراد مبتلا به اختلال سلوک با عملکرد افراد سالم در زمینه¬ی حافظه¬ی کاری فضائی متفاوت است.
عملکرد افراد مبتلا به اختلال سلوک با عملکرد افراد سالم در زمینه مهار و تکانشگری متفاوت است.
عملکرد افراد مبتلا به اختلال سلوک با عملکرد افراد سالم در زمینه¬ی رفتار مخاطره جویانه متفاوت است.

*************
اختلال سلوک


برمبنای R-VІ-DSM اختلال سلوک به همراه اختلال نافرمانی مقابله¬ای در ذیل طبقه¬ای به نام اختلالات رفتاری مخرب (Disruptive) طبقه بندی شده¬اند. به طور کلی رفتارهای ضداجتماعی و مقابله¬ای نگرانی اصلی در موارد ارجاع کودکان و نوجوانان به در مانگاه¬های روانپزشکی کودکان و نوجوانان است(2).

هزینه¬ای که این اختلالات بر خود فرد، خانواده و جامعه تحمیل می¬کند بسیار زیاداست(8،4،1). محققین نشان داده¬اند که بچه¬های مبتلا به اختلال سلوک در مقایسه با بچه¬هایی که به طور کلی تشخیص های دیگر دارند،

سن بالاتری دارند، به احتمال بیشتری دارای اختلالات هیجانی شدیدتر هستند، نیازمند درمان¬های طولانی¬تر و شدیدتر سرپایی هستند، و میزان بستری شدن در آن¬ها بالاتر است.

هزینه¬ی درمان این افراد در 6 ماه، 278 درصد هزینه¬های درمانی بچه¬هایی بود که به سایر اختلالات روانپزشکی مبتلا بودند.

در مقایسه¬ای که بین این افراد و افرادی که 10 تشخیص روانپزشکی دیگر را داشتند، معلوم شد که افراد مبتلا به اختلال سلوک بیشترین میزان اختلال را نشان می¬دهند (13).

صرف نظر از آسیب¬های فردی و خانوادگی و باری که بر دوش سرویس¬های سلامتی تحمیل می¬کند، بیشتر بزهکاری¬ها در افراد کم سن و سال توسط افرادی صورت می¬گیرد که مبتلا به اختلال سلوک هستند(14).

همچنین این افراد در بزرگسالی در معرض عواقب منفی زیادی قرار دارند. احتمال اینکه این افراد در بزرگسالی به بیماری¬های روانپزشکی دچار گردند بسیار بیش از افراد عادی است، نیز این افراد به احتمال بسیار زیادتری مشکلاتی را در حوزه کاری تجربه می¬کنند و ارتباطات وروابط زناشویی شان خشونت آمیز است(14،8،5) .

تعریف
اختلال سلوک در کودکان و نوجوانان با طرحی تکراری از رفتارهایی که حقوق افراد دیگر یا قوانین و هنجارهای اجتماعی را مورد تعدی قرار می¬دهد، مشخص می¬گردد.

این رفتارهای ضداجتماعی به طور تیپیک در موقعیت¬های گوناگون وجود دارند و موجب اختلال عملکرد در مدرسه، خانه یا محل کار می¬گردند. در واقع علامت پاتوگونومیکی برای این اختلال وجود ندارد بلکه تشخیص براساس طیفی از علائم قرار دارد که تعداد، شدت ودوام آنها در یک دوره¬ی 12 ماهه به اندازه¬ی کافی برای مطرح کردن تشخیص باشد. رفتارهایی که به عنوان علائم
******************
کورپوس کالوزوم: مطالعه¬ای که توسط Raine  انجام شده است، نشان داده است که در افراد سایکوپات مبتلا به اختلال شخصیت ضداجتماعی، حجم ماده ی سفید callosal  نسبت به افراد طبیعی افزایش یافته است،

به این ترتیب که ضخامت آن کاهش یافته بود ولی در ازای آن نسبت به افراد طبیعی افزایش یافته بود و نیز در این افراد ارتباطات عملکردی بین نیمکره¬ای افزایش یافته است.

مولفین البته متذکر شده¬اند که کشف این ارتباط لزوما به معنای وجود ارتباط علی نیست و باید در تفسیر یافته¬ها احتیاط کرد.

Raine  و همکارانش مطالعه¬ی قبلی خود را در مورد قاتلینی که ادعای بی¬گناهی به دلیل دیوانگی داشتند، با تقریباً دو برابر کردن نمونه¬های خود، ونیز توجه به نواحی زیر قشری، گسترش دادند.

قاتلین کاهش متابولیسم گلوکز را در کورتکس پره فرونتال، شکنج پاریتال فوقانی، شکنج آنگولار و callosum corpus چپ نشان دادند و نیز عدم تقارن¬های غیر طبیعی ( نیمکره¬ی راست کمتر از راست) در آمیگدال، تالاموس و لب تمپورال میانی نشان دادند.

مولفین، ضمن آنکه بر اهمیت در نظر داشتن عوامل اجتماعی، روان شناختی، فرهنگی وموقعیتی در زمینه سازی خشونت تأکید کرده¬اند،

نهایتاً نتیجه گرفته¬اند که کاهش فعالیت مغزی در نواحی پره فرونتال، پاریتال وcallosal همراه با عدم تقارن در فعالیت نواحی مختلف مغزی می¬تواند این گروه خاص را به بروز خشونت مستعد کرده باشد.

موضوع: پایان نامه مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال سلوک با افراد سالم در سال 1387.

در همان مطالعه¬ی مروری ذکر شده، که بر روی تحقیقات تصویربرداری عصبی در سایکوپاتی صورت گرفته، ضمن تأکید برمشکلات موجود در راه مقایسه¬ی آنها که تعمیم نتایج را بسیار دشوار می¬سازد، در کنار سایر یافته¬ها به اختلالات احتمالی callosum corpus نیز اشاره شده است، ولی تأکید شده که این یافته¬ها هنوز چندان اثبات شده نیست و مطالعات
****************
مدل دیگری که بر مبنای بعضی از یافته¬های موجود پیشنهاد شده است ، نقش مکمل سینگولای قدامی و پاراهیپوکامپ را نیز مورد توجه قرار می¬دهد:

برمبنای مجموع یافته ها ،پیشنهاد شده است که رفتارهای خشن و ضداجتماعی ممکن است ناشی از نقائص عملکردی در نواحی از مغز باشد که در تنظیم رفتارهای هیجانی دخیل هستند(39)، دو ناحیه فراوری هیجانی قشر مخ که در رفتاراجتماعی دخیل دانسته شده¬اند عبارت¬اند از: ACCو vmPFC.

بر اساس شواهدی که از مطالعه بیماران مبتلا به ضایعات OFC ونیز تصویربرداری¬های ساختمانی و عملکردی در افراد ضداجتماعی و سایکوپات  به دست آمده، به نظر می¬رسد که OFC از طریق ارتباطاتی که با دیگر نواحی کورتکس پره فرونتال و آمیگدال دارد،

ایمپالس¬های عاطفی را مهار می¬کند. ACC  نقش مهمی در تنظیم فرآیندهای شناختی و هیجانی بازی می¬کند و در بیماران مبتلا به اختلال سلوک و اختلال شخصیت ضداجتماعی و مجرمین سایکوپات، اختلال عملکرد این ناحیه مغز گزارش شده است.

در افراد طبیعی این نواحی مغزی تظاهر هیجان را محدود می¬کنند، و تصور می¬شود که نقص در این چرخه تمایل فرد را برای اعمال رفتار ضداجتماعی افزایش می¬دهد(39).برمبنای نظر Kiehl  مطالعات انجام شده برروی
********************
روش اجرا


الف) نوع مطالعه: این مطالعه، یک مطالعه مورد شاهدی (Case-Control) بود که به روش مقطعی (Cross-sectional) اجرا شد.
ب) افراد مورد مطالعه: عبارت بودند از یک گروه از افراد مبتلا به اختلال سلوک و ADHD همزمان، یک گروه کنترل مبتلا به ADHD و یک گروه کنترل سالم.
1- ب) گروه مبتلا به CD+ADHD: با درنظرگرفتن امکان دسترسی، این افراد از پسران مجرمی که در کانون اصلاح و تربیت نگه ‌داری می‌شدند، انتخاب گردیدند.

پس از هماهنگی‌های لازم با مسئولین کانون و طی مراحل اداری، روانپزشک مسئول اجرای طرح در زمان‌های از پیش تعیین شده به کانون مراجعه می‌کرد.

نحوه انتخاب افراد برای بررسی به این ترتیب بود که از لیست روزانه افرادی که درکانون بودند، تعدادی از افراد بطوراتفاقی انتخاب می‌شدند و در صورتی که در طیف سنی گروه مطالعه ما (18-12 سال) قرار داشتند، برای ملاقات با روانپزشک دعوت می‌شدند.

مصاحبه در اتاقی خارج از خوابگاهها که عموماً برای ویزیت پزشک اختصاص یافته بود انجام می‌شد. این اتاق فاقد سروصدا و مزاحمت دیگران بود. برای هر فرد ابتدا اهداف و نحوه اجرای طرح توضیح داده می‌شد و در صورتی ‌که فرد بعد از
*****************
چنانکه جدول 9 نشان می‌دهد اختلاف معنی‌دار تنها در تعداد کل خطاها و کل تریال‌ها دیده می‌شود (چه قبل و چه بعد از تعدیل).

آزمون Bonfferroni Post Hoc نشان داد که افراد گروه CD+ADHD در مقابل گروه کنترل سالم بطور قابل ملاحظه‌ خطاهای بیشتری را مرتکب شده بودند.

تفاوت گروه ADHD با گروه سالم به نفع خطاهای بیشتر دو گروه ADHD بود ،هر چند این اختلاف در حد قابل ملاحظه نبود. P value اختلاف بین دو گروه CD+ADHD و گروه کنترل سالم قبل از تعدیل 005/0 و بعد از تعدیل 011/0 بود.
همچنین آزمون Bonfferroni Post Hoc برای یافتن منشأ اختلاف درتعداد کل تریال ها انجام شد که نشان داد اختلاف گروه CD+ADHD با گروه گنترل قبل از تعدیل قابل ملاحظه بود (023/0=P) است.

بعد از تعدیل این شاخص،اختلاف خطاهای گروه CD+ADHD با گروه کنترل سالم (018/0 = P) و با گروه ADHD (003/0 = P) معنادار بود. اما اختلاف گروه ADHD و گروه کنترل سالم در حد قابل ملاحظه برآورد نشد.

در این شاخص‌ها گروه CD+ADHD تریال های بیشتری انجام داده بودند،گروه ADHD در مرحله بعد بود و کمترین تریال‌ها را گروه کنترل داشتند.
خطاهای بلوک 1 بین سه گروه تفاوت معناداری نداشت.

بلوک 2 نیز واجد تفاوت معناداری در تعداد خطاها نبود. در بلوک 3 تعداد خطاها در گروه CD+ADHD بیش از دو گروه دیگر بود.

این مرحله، مرحله اضافه شدن یک بعد ساده به بعد قبلی است. در بلوک 4 که این بعد بر روی بعد، قبلی سوار می‌شود خطاهای گروه کنترل سالم بیشتر از سایر گروهها بود. در بلوک‌های 5 و 6 خطاهای گروه CD+ADHD بیشتر از سایر گروهها بود.

در بلوک 7، بیشترین خطاها مربوط به گروه کنترل سالم بود. در بلوک 8 (مرحله شیفت خارج بعدی) CD+ADHD بیشترین خطا و در بلوک 9 گروه ADHD بیشترین خطا را مرتکب شده بودند. اما تفاوت‌های مزبور هیچگاه معنادار نبود.
خطاهای قبل از شیفت خارج بعدی بدون تفاوت معنادار در گروه CD+ADHD بیشترین و در گروه ADHD کمترین بود. نیز خطاهای شیفت خارج بعدی در گروه CD+ADHD بیشترین تعداد را داشت ولی کمترین خطا را در این مورد مربوط به گروه کنترل سالم بود.

بطورکلی خطاهای مراحل تکمیل شده در دو گروه بالینی بیشتر از گروه کنترل بود و تریال‌های مراحل تکمیل شده نیز در دو گروه بالینی بیشتر از گروه کنترل بود.
گروه CD+ADHD کمترین مراحل را تکمیل کرده بودند. باید توجه داشت که البته هیچیک از اختلافات ذکر شده در حد قابل ملاحظه برآورد نشد.

جدول 10: نتایج نمرات کسب شده در گروههای مختلف در آزمون قمار آیوا ( IGT )
********************
- نقائص مربوط به خود ADHD ، از آنجا که اختلافات مشاهده شده در دو گروه بالینی هم‌جهت است،‌ما نمی‌توانیم این فرضیه را رد کنیم؛

اما به نظر می‌رسد در ورای ADHD، خود اختلال سلوک هم در ایجاد اختلال در مهار رفتاری نقشی داشته باشد، بطوریکه نقص را شدیدتر و گاه کیفیت آن را تغییر می‌دهد. البته روشن است که احتمال دخالت عواملی دیگر در ورای اختلال سلوک باید مدنظر باشد و طراحی مطالعاتی دیگری را می‌طلبد.
- نقص درکارکردهای اجرایی و حافظه کاری:

با توجه به اینکه در بیشتر آزمون‌های دیگر مورد استفاده ما نقائص بیشتری را در گروه CD+ADHD یافتیم، شاید اختلال مشاهده شده مرتبط با نقائص کارکرد های اجرایی دیگر باشد و نه یک نقص اولیه در بازداری.
- تأثیر میزان تحصیلات و وضعیت اقتصادی- اجتماعی بر کارکرد افراد در اجرای این آزمون را نمی‌توان بطور کامل رد کرد. اما اینکه افراد گروه ADHD نیز (که از نظر تحصیلات و وضعیت اقتصادی اجتماعی با گروه کنترل تفاوت زیادی نداشتند)،

نیز در اجرای این آزمون اختلال نشان می‌دهند،‌نشان دهنده یک نقص درونی است. از سوی دیگر ساختار این آزمون به گونه‌ای است که از لحاظ نظری به زبان و تحصیلات آکادمیک وابستگی ندارد.

نیز این نکته حائز ذکراست که گروه‌ها از نظر IQ با یکدیگر همسان شده‌اند و بنابراین فرضیه دخالت عوامل تحصیلی و اقتصادی- اجتماعی براجرای تست چندان قوی نیست.
- نیز باید احتمال تفاوت‌های فرهنگی در تشخیص‌گذاری اختلالات سلوک و ADHD را بعنوان یکی از منابع احتمالی تفاوت بین نتایج مطالعه‌ ما و مطالعات غربی در نظر داشت.
در پایان این تذکر لازم است که از آنجا که آزمون برو/ بایست بار زیادی را بر فرآیندهای بینایی- فضایی تحمیل می‌کند،‌ تفسیر یافته‌های آن (از جمله نسبت دادن اختلالات آن تنها به ناباز داری) با مشکل مواجه است (107).

 دلالت های نوروآناتومیک آزمون برو/ بایست:
در مطالعات گوناگون به طور سنتی آزمون برو/بایست آزمونی حساس به عملکرد اوربیتوفرونتال در نظر گرفته شده است. در مطالعات مختلف نشان داده شده است که آسیب به لب فرونتال با اختلال در مهار(23) همراه است. منابع حیوانی نشان

موضوع: پایان نامه مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال سلوک با افراد سالم در سال 1387.
****************
پیشنهادات :
با در نظرگرفتن محدودیت¬های مطالعه و نیز در جهت تکمیل یافته¬ها ما پیشنهاد می¬کنیم:
1) مطالعات طولی و آینده نگر با طراحی وسیعتر و با رویکردی چند بعدی ( شامل رویکرد تصویر برداری عصبی، عصب روانشناختی، توجه به سیر بالینی ) در جهت بررسی ارتباط کارکرد های اجرایی با عملکرد مغزی، سیر بالینی و عواقب اختلال سلوک، در جهت بهبود دانش ما در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود.
2) بخصوص با توجه به اینکه ارتباط عملکرد مغزی و کارکرد های اجرایی بخصوص در جمعیت کودک و نوجوان و باز بخصوص در جمعیت کودک و نوجوانی  ایرانی  چندان شناخته شده نیست، مطالعاتی در جمعیت نرمال و جمعیت بالینی در این زمینه بسیار سودمند خواهد بود.
3) مطالعاتی که بررسی¬های ابعادی را بخصوص در زمینه خشونت، سایکوپاتی، علائم مختلف ADHD ، سطوح زیر آستانه علائم خلقی و .... ) ممکن سازند، می¬تواند به درک بهتر ارتباط واقعی اختلال سلوک زمینه با کارکردهای اجرائی منجر گردد.
4) از آنجا که مطالعه ما می¬تواند پیشنهاد کننده قرارداشتن ADHD و CD+ADHD در یک طیف باشد، ما پیشنهاد می¬کنیم که با در نظرگرفتن عوامل مخدوش کننده، سیر ADHD  در مطالعاتی آینده¬نگر مورد بررسی قرارگیرد و بخصوص در این زمینه نقش کارکردهای اجرایی مورد آزمون قرارگیرد.


5) مطالعه ما در یک جمعیت با اختلال همزمان سلوک و ADHD انجام شد. ما اطمینان نداریم که یافته¬های ما قابل تعمیم به جمعیت اختلال

 

 

 

*********

موضوع: پایان نامه مقایسه عملکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال سلوک با افراد سالم در سال 1387.

 

با عضویت در یاس سل، فایل های خود را بفروشید و کسب درآمد کنید